برشی از کتاب, معرفی کتاب

در پی نقاش باش، نه درگیر نقش

در پی نقاش باش، نه درگیر نقش

مُردگان، از اصلِ مُردن در عذاب نیستند بلکه رنج و تَعَب‌شان از این است که چرا نقش را دیدیم و پرستیدیم و به دنبالش دویدیم، امّا در پی نقاش نبودیم، چرا کمال نقش را از کمال نقاش نمی‌دیدیم…؟

حکیم الهی‌قمشه‌ای در ادامه می‌فرماید:

رفت سرم بر سر پیمان  تو / محو توام واله و حیران تو

گر أرنی گوی به طور آمدم /خواستی‌ام تا به حضور آمدم

بالله اگر تشنه‌ام آبم تویی / بحر من و موج و حبابم تویی

می‌فرماید من اهل پیمان با تو و پای‌بندی به آن هستم، چه اینکه می‌دانم آنکه پیمان تو را نگه دارد، به کمال لایق خود خواهد رسید:

گرت هواست كه معشوق نگسلد پیمان / نگاه دار سر رشته تا نگه دارد

 

أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ‏ آيا اى آدميان با شما پيمان نبسته بودم، أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ‏ كه ديو مپرستيد، إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ كه او شما را دشمنى آشكار است.

وَ أَنِ اعْبُدُونِي‏ و [پيمان نبسته بودم با شما كه‏] مرا پرستيد، هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ  كه راه راست اين‌ست

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *