علم حقیقی از سنخ مجرّدات
درس و بحث و مطالعه اسباب طبیعی و علل کمک کننده و علم حقیقی با وساطت این مقدّمات نصیب انسان نمی شود؛ زیرا علم حقیقی امری مجرّد است و اسباب مادّی نمیتوانند مُعطیِ آن باشند، بلکه اسباب مجرّد مُعطیِ علمند.
درحقیقت حضرت باریتعالی یا وسائط فیض الهی به من و شما علم را بهره رساندن میکنند. قرآن کریم در آیاتی به این مساله اشاره کرده است، مانند «وَ مَايَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى» و «الرَّحْمَنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ» و «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ.»
نظام هستی بر اسباب و مسببات است. هر مسببی از سبب خاصّ خودش پدید می آید. بنابراین اسباب مادّی مثل مطالعه و درس و بحث چون از مقدّماتند، اشتغال به آنها ضرورت دارد، همانگونه که سیرۀ اولیاء الهی بر تحصیل علم بوده است، ولی ایشان به همین صورت مادّی کار اکتفاء نمیکردند.
بههمینخاطر امام صادق فرمودند: «لَیْسَ العِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ.» علم تنها با فراگیری نصیب کسی نمیشود. «اِنَّما هُوَ نُورٌ»، علم از سنخ نور است و مجرّد است. «یَقَعُ فِی قَلْبِ مَنْ یُرِیدُ اللَّهُ تَبارَکَ وَ تَعالی اَنْ یَهْدِیَهُ.»
البته روشن است که مقصود علم توحید است که منشأ هدایت انسان و ضامن سعادت او میشود، نه علوم مادّی که هرکس درصدد آن باشد فرامیگیرد.
